Part 2
دختر ناز 3 ساله داشت به اسم لیا
،همیشه از بچگیم رویای خرید وسایل عروسی یا میکاپر عروس و داشتم اما جئون بهم اجازه نداد که عروسی بگیریم فقط گفت برگه های ازدواج و امضا کنم و برم پیشش زندگی کنم این رویا به دلم موند ولی درکش میکردم چون بچه کوچیک داشت حتما دلش نمیخواسته بچش این صحنه هار و ببینه
اما بهم گفت دلیل مراسم نگرفتنش به خاطر عشق قبلیش چون هنوز به یادش بود و نمیخواست دوباره طعم مراسم ازدواج و بچشه
،همیشه از بچگیم رویای خرید وسایل عروسی یا میکاپر عروس و داشتم اما جئون بهم اجازه نداد که عروسی بگیریم فقط گفت برگه های ازدواج و امضا کنم و برم پیشش زندگی کنم این رویا به دلم موند ولی درکش میکردم چون بچه کوچیک داشت حتما دلش نمیخواسته بچش این صحنه هار و ببینه
اما بهم گفت دلیل مراسم نگرفتنش به خاطر عشق قبلیش چون هنوز به یادش بود و نمیخواست دوباره طعم مراسم ازدواج و بچشه
- ۱۵۹
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط